محمد مهريار
148
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
خوش و منظرى دلكش دارد . اين ناحيه در باختر اصفهان تا برسد به حدود فريدن امتداد دارد و هرچه رو به باختر برويم ارتفاع بيشتر ، آب بيشتر و هوا سردتر مىشود . محصول ناحيت كرون بيشتر گندم و جو و بادام و انگور است . مردم در پرورش تاك و بادام تخصص دارند . ام القراى اين ناحيه تيران است . « 1 » وضع عمومى ديههاى اين منطقه اغلب چنان است كه قلعهاى منيع و حصين دارد و ظاهرا اين شيوه كه از پيش به يادگار مانده است . در سنوات اخير اگرچه امنيت برقرار است ، ولى مردم همچنان از قلعهنشينى دست برنداشتهاند . قلعهها اكثر با گل و گاهى با خشت خام و در عينحال محكم و بلند و باشكوه است . در ديههاى آن منطقه ، آنها كه كنار راههاى عمومى باشد اكثر يك دكان نفتفروشى ، قهوهخانه ، يكى دو تا بقالى در خود ديه حمامى و مسجدى و مدرسهاى و ديگر همهء خانههاى گلى با همان وضع سنتى ، اين است آنچه مجموعهء يك ديه را تشكيل مىدهد . در دور و بر ديه بناى قديمى از هيچ نوع وجود ندارد . خاك ناحيه سست است و امكان بقاى ساختمان خشتى و گلى براى مدت دراز نيست . مردم در كندن قنات و سنگچين كردن چاههاى اين قناتها تخصص دارند و تمام بلوك كرون از اين قناتها آب مىخورد . متأسفانه در سنوات اخير به علت قلت نزولات آسمانى آب قناتها كم شده و اكثر تاكستانها خشكيده است نه از تاك نشانى هست و نه از تاك نشان . افجان تقريبا در مركز اين بلوك واقع شده و همهء خصوصيات ديهها را كه در بالا گفتيم دارا مىباشد ، فقط اضافه كنيم كه شيوهء ناستودهء شهرىگرى رو به اين ديه هم پيش مىآيد ، درهاى آهنى و سردرهاى آجرى و چادرنماز چيت بر سر زنان ، نمودار بارز اين شهرىگرى است . آب هم كم شده ولى خون دل و آه و افغان فراوان است . از اين داستان بگذريم كه پايان ندارد و به نام دلاويز و كهن آن بپردازيم . واژهشناسى : در لغتنامهها متأسفانه چيزى از معناى آن ذكر نشده است ، در لغتنامهء دهخدا مىگويد : « افجان محلى است در كنار راه اصفهان به خوانسار ميان جعفرآباد و علىآباد قرار دارد » همين و بس . در فرهنگهاى كهنتر هم متعرض آن نشدهاند . در فرهنگها به لغت
--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ دانشمند فقيد مرحوم كسروى كه اين نام را مورد تحقيق قرار دادهاند و تحقيقات من در همين رساله ذيل همين عنوان .